ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

110

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

افتاده است . و ليكن ما با او به عنوان خليفه بيعت مىكنيم ، و خون عثمان را جز با همراهى خليفه با كسى ديگر نمىجوييم . از اين روى شرحبيل و اشراف حمص با معاويه بيعت كردند . آن گاه به معاويه چنين نوشتند : تو خطاى بزرگى را مرتكب شدى ، زيرا از ما خواستى تا با تو به عنوان خليفه مسلمانان بيعت كنيم . تو اراده كردى كه خونخواه عثمان باشى در حالى كه خليفه نيستى و ليكن ما با تو به عنوان خليفه بيعت مىكنيم . زمانى كه معاويه نامهء شرحبيل را خواند ، آن را مخفى كرد ، مردم را فرا خواند و آنان را از آنچه شرحبيل در نامه نوشته بود آگاهانيد ، مردم را نيز به بيعت با خود فرا خواند . آنان نيز قبول كردند ، حتى يك نفر با او به مخالفت برنخاست . پس از آن معاويه به عنوان خليفه ، در نامه‌اى براى على چنين نوشت : سلام بر كسى كه راه راست را پيروى كند ، ما و شما همچون دست‌هاى واحدى بوديم . ما با همديگر الفت و يك دلى كاملى داشتيم تا اين كه دربارهء تو [ پسر ابى طالب ] طمع كردم و آن را تغيير دادم . صبحگاهان با پشتيبانى طبقات پست حجاز ، و ولگردان عراق و احمقان فسطاط و جنجال‌سازان ، خود را نيرومند به شمار آوردى . به خدا سوگند ، احمقان را از پيرامون تو دور مىكنم و غوغاى آنان را به كنارى خواهم زد ، همچون كنار رفتن ابرها در آسمان . عثمان بن عفان را كشتى ، مسلمانان را به بندگى گرفتى و به زودى بر تو كار سختى فرود خواهد آمد كه بر زيان تو باشد و نه به سود تو . طلحه و زبير را كشتى ، عايشه ام المؤمنين را در به در كردى تا جايى كه ميان دو شهر فرود آمد . هم آرزو داشت و هم مورد آرزو قرار گرفت . آرزوى تو شناخته شده است . شاميان دنبالهء اسلام هستند و به زودى تو را ديدار خواهند كرد . به زودى خداوند علمش را در مورد تو به اجرا مىگذارد . و السلام . على در جواب معاويه نوشت : كارها را طورى در نظر بگير كه خودت را به حساب آورى نه سپاهيانت را . كسى به سخنان بيهودهء تو مشغول نخواهد شد . سوگند به جانم ، اگر قوت و نيروى من به مردم عراق بود ، در اين صورت هيچ كس با چنين فكرى نمىتواند ادعاى يقين به خداوند داشته باشد . جانت را به نيايشى مشغول دار كه به سخن جدى مشغول باشد نه به سخن بيهوده . در سخن من چنان آزاد انديشى است ، كه مردانى همانند تو توانايى